خرید بک لینک

درباره سایت

The days of my life

آخرین مطالب

امکانات وب

در ابتدا باید بگم که ترجمه بعضی لغات تخصصی به فارسی یک مقدار مشکل هست چون از ابتدا این لغات به انگلیسی ساخته شدن و پیدا کردن لغاتی به فارسی که بتونن دقیقا منظور آنها رو برسونن کار آسونی نیست. اما من سعی میکنم که خیلی ساده توضیح بدم.

به هر دلیلی که کشورت رو ترک کنی و وارد یک کشور دیگه بشی، لقب مهاجرمیگیری. حالا هر چقدر عقاید مذهبی و باورهات و ارزشهایی که باهاشون بزرگ شدی و هویت گرفتی با کشور جدید کمتر تضاد داشته باشه، مشکلات تطابق با کشور جدید هم آسون تر میشه.

در رشته تخصصی من یک نظریه خیلی جالب وجود داره که نحوه تطبیق مهاجران رو به چهار قسمت تقسیم میکنه.

یک گروه سعی میکنن که هم فرهنگ جدید و هم فرهنگ خودشون رو با هم حفظ کنن. این گروه مهاجرانی هستن که از نظر روانی بالاترین درجه سلامت رو دارن. حالا بهترین راهی که بشه این روش رو انجام داد چیه؟!

این گروه بخشی از فرهنگ خودشون رو که تاثیر منفی و متضاد روی فرهنگ جدید نمیگذارن رو حفظ میکنن و در عین حال بخشی از فرهنگ جدید رو هم که کاملا با فرهنگ خودشون در تضاد نیست رو میپذیرن. تا اینجا کار سختی نیست. اما این رو باید بدونیم که زندگی در یک کشور جدید به یکسری فداکاریها نیاز داره. گاهی شرایطی پیش میاد که کاملا متضاد هست با باورهایی که داری. اگر نپذیری، زندگی تو کشور جدید برات خیلی سخت میشه و اگر بپذیری، احساس زیر پا گذاشتن ارزشهای درونی که داری اذیتت میکنه! پس راه حل چیه؟ اینجا باید بشینی و فکر کنی! چرا اومدی اینجا؟ هدفت چی بوده؟ چقدر حاضری برای رسیدن به هدفت باورهاتو تغییر بدی؟ چقدر این باورها مهم هستن؟ آیا ارزش این رو دارن که به خاطر حفظشون این همه اذیت بشی؟ آیا قادر به تغییرشون هستی؟ آیا اصلا راضی هستی تغییرشون بدی؟ آیا اصلا مهم هستن؟

باید این رو بدونی که یک مهاجر اگر دلش میخواد تو کشور جدید راحت زندگی کنه مجبور هست که تغییراتی رو تو باورهاش ایجاد کنه و اگر این کار رو انجام نده وارد گروه دوم میشه که اصلا مناسب نیست. این گروه فقط روی ارزشهای خودشون باقی میمونن و هرگز ذره ای به فرهنگ کشور جدید اهمیت نمیدن. و فکر میکنن با این کار خیلی افراد وفادار به فرهنگ خودشون هستن و این کار بهشون حس ارزشمندی میده. این گروه همیشه رانده شده از ملت کشور جدید خواهند بود و حتی یک دوست هم نه از کشور جدید و نه از کشورهای دیگه خواهند داشت و فقط با ملت کشورهای خودشون رفت و آمد خواهند کرد. این گروه ظاهرا راضی به نظر میان اما باطنا مهاجرانی هستن که از کشور جدید همیشه با شکایت یاد میکنن و همیشه از درون ناخوشنود هستن.

گروه سوم مهاجرانی هستن که کلا از فرهنگ خودشون دست میکشن و رهاش میکنن و کاملا در فرهنگ جدید ذوب میشن. این گروه در ابتدا خیلی راضی هستن و از اینکه خیلی خوب در فرهنگ جدید جا گرفتن احساس خوشحالی دارن. اما کم کم حس شدید تنهایی و دلتنگی به سراغشون میاد.

گروه چهارم مهاجرانی هستن که هم از فرهنگ خودشون دست میکشن و هم فرهنگ جدید رو رد میکنن. این گروه از مهاجران دقیقا نمیدونن چی میخوان و چه فرهنگی براشون سازگاره و سردرگم دور خودشون میچرخن.

امروز این تقسیم بندی رو نوشتم. دفعه بعد مشلات و تعارضات و درگیریهایی روانی که مهاجران هر گروه باهاشون روبرو میشن رو می نویسم و در موردشون توضیح میدم.

اگر مهاجر هستید و این وبلاگ رو پیگیری میکنید، ببینید جزو کدوم گروه هستید و دلایلش رو برام بنویسید اگر دوست دارید و یا اگر مایلید می تونید در مورد احساسات و مواردی که تجربه کردید بنویسید.

برچسب: 102 5 the bone,102,102 dalmatians,1024,102 fever,102 fahrenheit to celsius,102 cm to inches,102 jamz,1029 bar,1023 ez, نویسنده: علی فرهادی تاريخ: جمعه 14 آبان 1395 ساعت: 19:21

صفحه بندی